X
تبلیغات
پايگاه اينترنتي منطقه توریستی اشکور

پايگاه اينترنتي منطقه توریستی اشکور
اشکور،بالا اشکور ،منطقه اشکور 
0483.jpg0482.jpg
[ جمعه 22 فروردین1393 ] [ 7:46 ] [ مجیدکیا ]
0471.jpg0481.jpg
[ پنجشنبه 21 فروردین1393 ] [ 22:42 ] [ مجیدکیا ]
0472.jpg
[ پنجشنبه 21 فروردین1393 ] [ 22:33 ] [ مجیدکیا ]
[ جمعه 15 فروردین1393 ] [ 7:9 ] [ مجیدکیا ]
[ جمعه 8 فروردین1393 ] [ 18:48 ] [ مجیدکیا ]
دریاچه

[ چهارشنبه 21 اسفند1392 ] [ 7:5 ] [ مجیدکیا ]
[ یکشنبه 18 اسفند1392 ] [ 7:18 ] [ مجیدکیا ]
فارس گزارش می‌دهد
جاده‌ای که اشکورات را از بن‌بست خارج می‌کند

عملیاتی شدن جاده ترانزیت رحیم‌آباد‌ـقزوین، اشکورات رودسر را از بن‌بست خارج و اقتصاد منطقه را شکوفا می‌کند و به رنج 35 ساله مردم از نبود جاده مناسب پایان می‌دهد.

                             

به گزارش خبرگزاری فارس از رودسر، اشکور در امتداد سلسله کوه‌های البرز قرار دارد و از جنوبی‌ترین نقطه این شهرستان آغاز می‌شود و تا جنوبی‌ترین نقطه رامسر امتداد دارد.

محدوده اشکور از جنوب به قزوین، از مغرب به املش و رودبار‌الموت و از شرق به بخش کوهستانی شهرستان رامسر و تنکابن و از شمال به دامنه‌های کوهستانی رحیم‌آباد و رامسر متصل است.

اشکورات رودسر به دهستان‌های شوییل، اشکور سفلی، اشکور علیا و طول‌لات تقسیم شده است.

شرایط آب و هوایی اشکور دارای طبیعتی کوهستانی با زمستان‌های پربرف و تابستان‌های خنک و ملایم است که این امر موجب شده تا در فصول پاییز و زمستان جمعیت آن به حداقل برسد.

اشکورات در بهار و تابستان به دلیل دارا بودن چشمه‌های خنک و رودخانه‌های زلال، غارهای فراوان و پاکی هوا جمعیت زیادی را به خود جلب می‌کند.

*رهایی اشکورات از بن‌بست با عملیاتی شدن جاده رحیم‌آباد‌ـقزوین

منطقه اشکور به خاطر شرایط سخت کوهستانی دارای مردمانی پرتلاش و با اعتقادهای دینی قوی است.

اشکور دارای محصولات کشاورزی و دارویی بی‌نظیر مانند عسل مرغوب، باغ‌های فندق و گردو، زمین‌های گندم، جو، عدس، لوبیا ، سیب‌زمینی، پیاز، سیر، سیب، گیلاس، گل گاوزبان، بنفشه و قارچ‌های خوراکی است.

این منطقه دارای استعداد خوبی در زمینه آبزی‌پروری، پرورش دام و طیور و ... است.

ارتفاعات منطقه اشکور دارای سرمای طولانی‌مدت و پوشیده از برف است و این منطقه رودخانه‌هایی دارد که در مجموع به پلرود می‌ریزند.

عملیاتی شدن احداث جاده ارتباطی رحیم‌آباد‌ـقزوین می‌تواند از عوامل بسیار مهم در تحول اقتصادی اشکورات باشد و این منطقه را از بن‌بست خارج کند.

طبیعت بکر و دست نخورده این مسیر ارتباطی می‌تواند در جذب گردشگر برای منطقه مفید واقع شود.

اشکور با دارا بودن طبیعتی زیبا و منحصر به‌فرد از دارا بودن بدیهی‌ترین امکانات یعنی راه ارتباطی و حمل و نقل جاده‌ای بی‌بهره و کم‌بهره است.

مهم‌ترین مشکل مردم اشکور نبود جاده مناسب و در خور شأن این منطقه است.

*ضرورت رسیدگی به جاده اشکورات

مدیر عامل شرکت تعاونی دهیاران رحیم‌آباد در گفت‌وگو با خبرنگار فارس خواستار توجه و رسیدگی مسئولان به وضعیت جاده‌ها و آسفالت منطقه اشکورات شد.

نصرالله آقایی اظهار کرد: وقتی در منطقه‌ای جاده نیست امکانات دیگری مانند مدرسه ،آب لوله کشی و بهداشتی، برق، تلفن، بهداشت، درمان و دیگر مزایا هم نیست.

وی نبود امکانات زیرساختی در روستاها را عامل مهاجرت روستاییان به شهرها دانست و افزود: زیرساخت حمل و نقل روستایی یکی از اجزایی است که موجب توسعه روستایی و فقرزدایی می‌شود.

دهیار روستای توکاس، گفت: اشکورات با دارا بودن آب و هوای پاک و بستری مناسب برای انواع حرفه‌ها مانند کشاورزی، باغداری، دامپروری، پرورش آبزیان و طیور به دلیل نبود امکانات اولیه مانند جاده، روستاییان را مجبور به کوچ از این منطقه می‌کند.

*آسیب جاده‌ روستایی محور «زیاز» از تردد خودروهای سنگین سیمان دیلمان

وی با اشاره به تردد خودروهای سنگین حمل سیمان کارخانه سیمان دیلمان از محور زیاز، که موجب آسیب‌پذیری بیش از حد جاده شده است، خاطرنشان کرد: تردد خودروهای سیمان با تناژ بالا از مسیر جاده اشکور موجب ناپایداری و ناامنی این جاده خطرناک شده است که نگرانی مردم منطقه را نیز به دنبال دارد.

آقایی به جاده‌های فرعی و خاکی و روستاهای مسیر «آسمان‌رود اشکورات» اشاره کرد و متذکر شد: این مسیر دارای 14 روستا از جمله روستاهای توکاس، پوده و ... با 600 خانوار جمعیت است.

وی با اشاره به اینکه جاده‌های مسیر مذکور نیاز به تسطیح دارند، خاطرنشان کرد: با اعزام یک گریدر از طریق اداره راه به مدت چند روز می‌توان جاده‌های روستایی را بازگشایی و رفت و آمد مردم را تسهیل کرد.

این مسئول با نارضایتی و گلایه‌مندی از نبود امکانات جاده‌ای که مردم این منطقه با آن مواجه هستند، تصریح کرد: نسبت به پیگیری‌های ما به عنوان زبان مردم تاکنون پاسخ مناسبی برای برطرف شدن مشکلات مردم محروم اشکورات از این بن‌بست ارائه نشده است.

*رنج 35 ساله مردم اشکورات رودسر

وی با بیان اینکه با گذشت 35 سال انقلاب هنوز مردم این منطقه از نبود راه ارتباطی مناسب رنج می‌برند، اضافه کرد: این مشکلات در زمستان و فصل سرما مشکلات مضاعف می‌شود به طوری که حوادث ناگواری به همراه دارد.

آقایی، با اشاره به اینکه مردم اشکورات با وجود درد و رنج فراوان و نبود حداقل امکانات همواره پیرو ولایت فقیه بوده‌اند، متذکر شد: امیدواریم مسئولان ارشد استانی و شهرستانی و کسانی که می‌توانند باری از رنج و درد مردم منطقه را کم کنند با بازدید از این منطقه و مشاهده مشکلات مردم که با آن دست و پنجه نرم می کنند به حداقل نیازهای مردم توجه کنند.

وی برطرف شدن مشکلات مردم و امیدواری را حداقل انتظار مردم اشکورات از مسئولان ذکر کرد.

[ چهارشنبه 14 اسفند1392 ] [ 20:10 ] [ مجیدکیا ]

تقویم گیلکی

ورگ

در نگارش این مقاله، تلاش شده است که از نتایج تحقیقات و آرای دیگرانی که درباره تقویم باستانی مردمان استان‌های گیلان و مازندران دست به تحقیق و گزارش زده‌اند، جمع‌بندی به دست داده و مجموعه‌ای مدون و یک‌دست زیر عنوان «تقویم گیلکی» آماده شود که با رجوع به آن بتوان با این تقویم آشنایی کاربردی به دست آورد.
من پیش از آن‌که جرات نگارش این مقاله را به دست آورم، منابع زیر را چندین و چندبار مرور کرده‌ام:
دامون (نشریه)، مدیرمسئول: پوراحمد جکتاجی.
فرهنگ گیل و دیلم (فارسی به گیلکی)، محمود پاینده لنگرودی.
گیلان‌نامه، مجموعه مقالات گیلان‌شناسی، جلد اول، مقاله‌ای از محمدولی مظفری.
سومین کنگره تحقیقات ایرانی، جلد اول، مقاله‌ای از عبدالرحمن عمادی.
گیله‌وا، شماره ۲۲ و ۲۳، تیر و مرداد ۱۳۷۳، مقاله‌ای از عبدالرحمن عمادی.
گاهشماری باستانی مردمان مازندران و گیلان، نصراله هومند.
در ضمن، پس از گفت‌وگو با برخی از مردان و زنان مناطق کوهستانی، در مرداد ماه ۱۳۸۵ شمسی گفت‌وگویی نیز با جناب عبدالرحمن عمادی (محقق و نویسنده مطالب بسیاری در باب گاه شماری گیلکی) داشته‌ام.

مقدمه و معرفی:
تقویم رایج، میان مردم گیلک‌زبان کوهستان‌های گیلان و غرب مازندران، از  بن و ریشه وابسته به تقویم باستانی ایرانی (یزدگردی قدیم) بوده است و سال‌شماری یزدگردی قدیم، بنابر روایات ایرانی و هم‌چنین براساس محاسبات نجومی، کهن‌ترین سال‌شمار ایرانی محسوب می‌شود. گاهشماری باستانی گیلکی، از دوران کهن تا زمان انتخاب یک روز کبیسه با نام  ویشک (višak) و نگه داشتن آن، گاه‌شمار مورد استفاده مردم و حاکمان این منطقه بوده و سالی «گردان» محسوب می‌شد. یعنی آغاز سال آن که در ابتدای اعتدال بهاری قرار داشت، در هر ۴/۱۳۱۵۰۶۸ سال، یک روز از مبداء (اعتدال بهاری) فاصله می‌گرفت. این چرخش تا ۹۲۹ سال ادامه داشت و سرِ سال، ۲۲۵ روز از مبداء فاصله گرفت و به نیمه تابستان و زمان خرمن و برداشت فراورده‌های کشاورزی و دامی رسید. این هنگام مناسب‌ترین زمان برای پرداخت مالیات و خراج به حاکمان بود. از این روی با انتخاب یک روز کبیسه به نگاه‌داشت سال مبادرت ورزیدند و انجام این کار، نخستین تجربه و اقدام در انتخاب سال و مبداء خراجی در گاهشماری‌های ایرانی است.
با توجه به آن‌چه که گفته شد، مردم کوهستان، وقتی که سر ِ سال (آغاز سال) باستانی به نیمه‌های تابستان رسیده بود، با انتخاب یک روز کبیسه در هر چهار سال با نام «ویشَک» سال را در همان جا که بود نگاه داشتند. و زمان این اقدام، مبداء جدید سال‌شماری گیلکی گشت. که این مبداء دقیقا برابر است با:
روز دوشنبه، هرمزد روز (اولین روز) از سال ۵۴۵۴ باستانی (یزدگردی قدیم) و ۷۱۰۸۲ روز پیش از مبداء شمسی هجری. (چگونگی محاسبه و به دست آوردن دقیق این زمان را آقای هومند در کتاب بسیار ارزشمند گاهشماری باستانی مردم مازندران و گیلان نشان داده‌اند. این کتاب و محاسبات هومند مورد اعتمادترین و مبنای اساسی این مجموعه‌ی گردآوری شده است)
جدولی که مشاهده می‌کنید، جدول هم‌زمانی گاه‌شماری‌های مختلف و مقایسه مبداء آغاز هرکدام از آن‌هاست.
آقای عبدالرحمان عمادی، در گفت‌وگویی که با ایشان داشته‌ام گفته‌اند که در گذشته، در مناطق کوهستانی، تنها تقویم مورد استفاده مردمان آن‌جا، همین تقویم گیلکی بوده است و تنها برای دانستن زمان درست ایام مذهبی، از روحانیان منطقه سوال می‌شده است.

گیلکی (کبیسه دارد)

ایرانی (یزدگردی قدیم)

میلادی (ژولیوسی)

شمسی هجری

آغاز دوره

۵۰۲۳-

۵۶۴۴-

۱۵۰۸

۳۵۱۶-

۴۱۳۷-

۳۰۱۶

۲۰۰۹-

۲۶۳۰-

۴۵۲۴

۵۰۲-

۱۱۲۳-

۵۰۲۷

مبداء میلادی

۶۲۱-

مبداء تقویم گیلکی

پایان ۵۴۵۳ و آغاز ۵۴۵۴

۴۲۶

۱۹۵-

۶۱۶/۱۹۴

۲۸ آذر ۵۶۴۸ باستان ایرانی

۱۹ مارس ۶۲۲

مبداء هجری شمسی

۶۱۶/۲۰۵

۱۸ مارس ۶۳۲

۶۱۶/۵۷۸

۱۵ مارس ۱۰۰۶

پایان ۳۸۴

۶۱۶/۶۵۱

۱۵ مارس ۱۰۷۹

آغاز ۴۵۸

۶۱۶/۱۵۶۹

۲۰ مارس ۱۹۹۶

پایان ۱۳۷۵

چهارشنبه، ۱۰ ورفن ما سال ۱۵۷۰

۱۸ ژوئن ۱۹۹۷

۲۸ تیر ۱۳۷۶

منبع این جدول، کتاب گاهشماری باستانی مردم مازندران و گیلان است.

مراسم آغاز سال جدید (نوروزِبَل) به طور متغیر، وابسته به محل برگزاری و نحوه قرار دادن پنج روز کبیسه، بین سیزدهم تا هفدهم مرداد ماه برگزار می‌شد. اما طبق محاسبات علمی آقای نصرااله هومند در کتاب «گاهشماری باستانی مردمان گیلان و مازندران» روز دقیق آغاز سال گیلکی همان ۱۷ مرداد ماه سال هجری شمسی است.

چرا از عنوان «گیلکی» برای این تقویم استفاده می‌کنم؟
این تقویم نامی نداشته است. در منابع و کتاب‌های مختلف از نام‌های گوناگونی برای نامیدن آن استفاده شده. برخی آن را تقویم گالشی می‌نامند چون در زمانه‌ی معاصر، این تقویم تنها در میان گالشان باقی‌مانده و به ما رسیده. اما همان‌ظور که می‌دانیم این تقویم، تقویمی خورشیدی‌ست و پیدایش آن می‌بایست در جامعه‌ای یک‌جانشین و کشاورز بوده باشد. بنابراین این تقویم منحصر به گالشان نیست. برخی دیگر آن را تقویم گیلان یا گیلانی می‌نامند. این هم پیشنهاد مناسبی نیست. چون نام گیلان در زبان گیلکی ابهام زیادی دارد. مردمان کوهستان (چه گالشان و چه کلأیی‌ها) جلگه را گیلان می‌نامند. حتی در غرب مازندران هم جلگه گیلان خوانده می‌شده. بنابراین در گیلکی گیلان گاه معرف جلگه‌ی همه مناطق گیلک‌نشین است و گاه معرف استان گیلان در تقسیمات کشوری. و در هر دو حالت به هیچ وجه منطبق بر مردم استفاده‌کننده از تقویم نیست. برخی دیگر از عنوان دیلمی استفاده می‌کنند. این هم عنوانی نادرست است. مردم بومی کوه و جلگه هرگز از عنوان دیلمی برای خواندن خود یا دیگران استفاده نمی‌کردند و این عنوان در سال‌های اخیر به یمن انبوه کتاب‌های گیلان‌شناسی ورد زبان مردم شهر و روستا شده. تنها کاربرد نزدیک به این واژه دیلمان است که یک شهر مشخص بوده و آنچه که اغلب دیلمی خوانده می‌شود، گالشان و کلایی‌های منطقه‌اند که به دلیل استفاده‌ی تحقیرآمیز از واژه‌ی گالش، واژه‌ی دیلمی را -به خاطر بار افتخارآمیز تاریخی این واژه در منابع مکتوب- برگزیده‌اند. شبیه این اتفاق برای واژه‌ی گیله‌مرد در جلگه افتاده است.
من واژه‌ی گیلکی را پیشنهاد می‌دهم چون وابسته به «زبان گیلکی» است. در‌واقع مردمانی که این تقویم از داشته‌های آنان است، قومی هستند که زبان‌شان گیلکی‌ست و به همین دلیل من آنان را گیلک و تقویم‌شان را گیلکی می‌دانم.
البته آقای عبدالرحمن عمادی معتقد بودند که این تقویم را باید خورشیدی نامید. هم به دلیل خورشیدی بودن و هم به دلیل نوروز تابستانی‌اش. اما به دلیل این که تقویم هجری شمسی هم خورشیدی‌ست، و برای دوری از ابهام، پیشنهاد من این است که این تقویم تقویم خورشیدی گیلکی یا به اختصار تقویم گیلکی خوانده شود. چون این تقویم متعلق به مردمان گیلک‌زبان کوهستان‌های گیلان و مازندران است.

درباره مبداء تقویم گیلکی:
مبداء تقویم گیلکی، تاریخی است که مردم کوهستان با انتخاب و اجرای یک روز کبیسه به نام ویشَک (višak) آغاز سال را در همان جایی که قرار داشت، ثابت نگاه داشتند.
واقعیت این است که، مسأله‌ی مبداء تنها در سال‌های اخیر مهم شده است چون نیاز به شمارش عدد سال‌های گذشته احساس می‌شود. وگرنه در گذشته استفاده‌کنندگان تقویم گیلکی هرگز نیازی به شمارش اعداد سال نداشتند (به دلیل فقدان بوروکراسی و قدرت متمرکز سیاسی) و اگر هم لازم می‌شد تعداد سال‌های گذشته از نزدیک‌ترین اتفاق مهم زندگی اجتماعی (مثل: پیله‌برفی سال یا طاعون یا…) را محاسبه می‌کردند.
بنابراین این که سال‌های تقویم گیلکی بر اساس مبدأیی شمرده شود امری‌ست جدید که ما بر حسب نیاز معاصر انجام می‌دهیم.
به همین دلیل برای شمارش سال‌ در این تقویم از یک معیار غیرسیاسی و غیرمذهبی استفاده می‌کنیم. یعنی تاریخ دقیق محاسبه‌ی کبیسه و ثابت نگاه داشته شدن سر سال. بنابراین اگر می‌گوییم امسال سال ۱۵۸۵ گیلکی‌ست یعنی ۱۵۸۵ سال پیش مردمان گیلک‌زبان کوهستان‌های گیلان و مازندران، با محاسبه‌ی کبیسه، سر ِ سال را ثابت نگاه داشتند.
شاید برخی اشکال بگیرند که چرا آغاز سال گیلکی، از میانه تابستان است. در حالی که نوروز ایرانی در اعتدال بهاری واقع شده است.
دو پاسخ می‌توان داد. اول این‌که: آغاز سال درصد بسیار بالایی از مردم کره زمین یعنی مسیحیان، در سوز و سرمای زمستانی است. و این‌که آغاز سال در چه فصلی باشد، درگیر هیچ قاعده‌ای نیست.
دوم هم آن‌که: نوروزی که در اعتدال بهاری (آغاز سال هجری شمسی) توسط تمام کشورهای منطقه نوروز (ایران، افغانستان، تاجیکستان، هند و…) جشن گرفته می‌شود، با نوروزِبل گیلکی که آغاز سال گیلکی است تفاوت داشته و این دو، دارای دو هویت متفاوت‌اند. اولی، جشن طبیعت و اعتدال بهاری‌ست. و می‌تواند مبداء تحویل سال قرار گیرد یا نگیرد، چنان‌که در هند یا تاجیکستان یا ترکیه، مبداء سال، همان اول ژانویه است، نه نوروز. اما نوروز هم جشن گرفته شود. همان‌طور که گیلکان هم نوروز بهاری را بسیار گرامی می‌دارند.
و دومی، جشنی برای آغاز سال گیلکی است که ریشه در فرهنگ و باور کهن اقوام بومی منطقه و بعدتر، مناسبات تولیدی منطقه جنوبی دریای کاسپین دارد. ضمن این که شواهدی وجود دارد مبنی بر این که نوروز در اصل در میانه‌ی تابستان بوده و بعدها به اعتدال بهاری منتقل شده.

تبدیل سال‌های مختلف به گیلکی:
با توجه به آن‌چه که گفته شد و جدولی که ارائه گشت، برای تبدیل سال هجری شمسی به گیلکی، کافی است که عدد ۱۹۵ و یا دقیق‌تر، عدد ۱۹۴/۶۱۶ را به سال هجری شمسی اضافه کنید. برای مثال، سال ۱۳۸۵ هجری شمسی، برابر است با ۱۵۸۰ خورشیدی گیلکی:
۱۵۸۰=۱۹۵+۱۳۸۵
و برای تبدیل سال میلادی به گیلکی، عدد ۴۲۶ را از سال گیلکی کم کنید. که با توجه به این نکته، سال ۲۰۰۶ میلادی، برابر است با سال ۱۵۸۰ گیلکی:
۱۵۸۰=۴۲۶-۲۰۰۶

ماه‌ها و روزهای تقویم گیلکی:
سال گیلکی، دوازده ماه ۳۰ روزه دارد به علاوه ۵ روز اضافه به نام پنجیک (panjik) که به پایان ماه هشتم اضافه می‌گردند که روی هم رفته سیصد و شصت و پنج روز است. و هر چهار سال یک‌بار، یک روز به عنوان کبیسه به نام ویشَک به پنج روز پنجیک اضافه می‌گردد.
در تمامی تقویم‌های ایرانی، ما با ماه‌های سی روزه سر و کار داشتیم و ماه‌های سی و یک روزه که در تقویم هجری شمسی وجود دارد، هرگز در تقویم‌های ایرانی سابقه نداشته و اختراع دوران پهلوی اول است.
برای اطلاع بیشتر از ماه‌ها و روزهای سالشماری گیلکی، در این‌جا به معرفی آن‌ها می‌پردازیم، با این تذکر که پسوند «ما» که در بیشتر اسامی ماه‌های گیلکی وجود دارد، به معنی «ماه» است:

(در مقایسه روزهای هجری شمسی با گیلکی، فرض بر سال‌های ۳۶۵ روزه است. در سال‌های با یک روز کبیسه، از آن‌جایی که یک روز به اسفند ماه هجری شمسی اضافه می‌شود و یک روز به پنج‌روز پنجیک در پایان ماه هشتم گیلکی، مقایسه اندکی تفاوت خواهد کرد)

نؤروز ما   noruz mä
از ۱۷ مرداد شمسی هجری آغاز می‌شود و تا ۱۵ شهریور ادامه دارد. این ماه و روز اول آن، آغاز سال گیلکی است و در بزرگ‌داشت آن شعله نوروزی (نؤروزˇ بل   noruzə bal) می‌افروختند و جشن آغاز سال می‌گرفتند.

کورچ ما   kurc mä
از ۱۶ شهریور تا ۱۴ مهر ماه هجری شمسی می‌باشد. در این ماه، کوه‌نشینان کم‌کم از کوه‌ساران سربلند به سوی جلگه‌ها سرازیر می‌شوند.
کورچأ گودن یعنی خشک کردن تن گوساله‌ی تازه‌زا با لیسیدن از سوی مادر. همچنین کؤرچ معادل «آمد-نیامد» فارسی‌ست. معنی نزدیک مبارک دارد.

أریه ما   arye mä
از ۱۵ مهرماه تا ۱۴ آبان هجری شمسی.

تیر ما   tir
از ۱۵ آبان تا ۱۴ آذر طول می‌کشد. صاحب فرهنگ اسدی، یکی از معانی تیر را فصل خزان نوشته است. شاید استعمال «تیر» و «تیرماه» در معنی فصل خزان، یادگار باقی‌مانده نوعی از گاه‌شماری قدیمی‌تر (پیش از مبداء سال‌های باستانی ایرانی) باشد که تحویل سال را از اول تابستان می‌گرفتند.
در روز سیزدهم از ماه تیر ِ ما، جشن تیرما سینزه (سیزدهم تیرماه) برگزار می‌شود.
در این جشن، اعضای خانواده نیت می‌کنند و گوشوار، انگشتر، دکمه یا چیزی شبیه این‌ها را در ظرف آبی که از پیش آماده شده می‌اندازند و دختر نابالغی در کوزه دست می‌کند و اشیاء را به طور تصادفی، یکی‌یکی بیرون آورده و به بقیه نشان می‌دهد و تبری‌خوان (امیری‌خوان)، یک دوبیتی گیلکی (امیری) می‌خواند و بقیه گوش می‌دهند و صاحب آن چیز از محتوای دوبیتی درمی‌یابد که نیتش برآورده می‌شود یا نه.
رباعی‌خوان یا تبری‌خوان، برای گرم شدن مجلس و شادی بیشتر، ترانه‌ها و دوبیتی‌ها را با موقؤم (muqo:m) در مایه‌ای از موسیقی گیلکی می‌خواند. بیشتر رباعی‌ها و دوبیتی‌ها ترکیبی است از واژه‌های گیلکی تبری و گیلکی شرق گیلان و آن‌ها را امیری می‌نامند و بیشترشان منسوب به امیرپازواری، شاعر گیلک‌سرای مازندرانی است.

موردال ما   murdäl mä
۱۵ آذر تا ۱۴ دی ماه هجری شمسی. کوه‌نشینان، لاشه گوسفند و گاو را مردال گویند. در موردال‌ما، اواخر پاییز به سبب بارنده‌گی، نوعی گیاه به نام tijə در کوهستان‌ها می‌روید که گوسفند با خوردن آن دچار مرگ و میر می‌شوند.

شریر ما   šarir mä
۱۵ دی تا ۱۴ بهمن هجری شمسی.

أمیر ما   amir mä
۱۵ بهمن تا ۱۴ اسفند. به معنی نمیرماه، یا جاودان یا مهرماه گیلکی است. شانزدهم این ماه، امیر ِ مای هشت و هشت، یعنی ۱۶ مهرماه است که همان مهرگان معروف می‌باشد.

آول ما   äval mä
از ۱۵ اسفند تا ۱۵ فروردین هجری شمسی (چون اسفندماه در تقویم هجری شمسی ۳۰ روزه است) طول می‌کشد. این ماه مقارن با اسفند و فروردین هجری شمسی است و در آن آیین کول‌کول چارشمبه (چهارشنبه‌سوری) اجرا می‌شود.
در پایان همین ماه، ۵ روز اضافه بر ۳۶۰ روز با نام پنجیک (panjik) جا می‌گیرد. هر چهار سال، یک روز به نام ویشَک نیز به این پنج روز اضافه می‌گردد. اگر سال ۳۶۵ روزه باشد، روزهای پنجیک به ترتیب: شانزدهم، هفدهم، هجدهم، نوزدهم و بیستم فروردین هجری شمسی خواهد بود و اگر سال ۳۶۶ روزه باشد، پانزدهم فروردین ویشک نام می‌گیرد و روزهای شانزدهم تا بیستم، باز هم پنجیک خواهند بود. در قدیم، در روزهای پنجیک، جشن می‌گرفتند و شخم زدن زمین و خیس نمودن شلتوک و بذر افشاندن را درست نمی‌پنداشتند.
نوروز اعتدال بهاری (اول فروردین هجری شمسی) نیز در این ماه واقع شده است که دارای هویتی به طور کامل جدا از نوروز گیلکی می‌باشد. و گیلکان نیز از دیرباز، هم‌گام با سایر اقوام، با خانه‌تکانی و خرید پوشاک نو و شیرینی و آجیل خود را آماده نوروز بهاری می‌کردند و هدایایی از قبیل پوشاک، کفش، شام و یا پول به مستمندان می‌دادند.

سیا ما   seyä mä
از ۲۱ فروردین تا ۱۹ اردیبهشت هجری شمسی.

دیا ما   deyä mä
از ۲۰ اردیبهشت تا ۱۸ خرداد ماه هجری شمسی.

ورفن ما   varfən mä
از ۱۹ خرداد تا ۱۷ تیر ماه هجری شمسی. ماهی که برف نمی‌آید، اوج گرما.

اسفندار ما   esfandär mä
۱۸ تیر تا ۱۶ مرداد ماه هجری شمسی.

[ سه شنبه 13 اسفند1392 ] [ 19:18 ] [ مجیدکیا ]

دهستان اشکور سفلی

   
دهستان اشکور سفلی
—  دهستان  —
کشورFlag of Iran.svg ایران
استانگیلان
شهرستانرودسر
بخشرحیم‌آباد
جمعیت (سرشماری ۱۳۸۵)
 • کل۴۸۴۲ نفر

دهستان اشکور سفلی نام دهستانی در بخش رحیم‌آباد شهرستان رودسر، استان گیلان در ایران است. براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۴۸۴۲ نفر (۱۴۴۸ خانوار) بوده‌است.

[ شنبه 10 اسفند1392 ] [ 21:8 ] [ مجیدکیا ]
دهستان شوئیل
—  دهستان  —
کشورFlag of Iran.svg ایران
استانگیلان
شهرستانرودسر
بخشرحیم‌آباد
جمعیت (سرشماری ۱۳۸۵)
• کل۳۱۴۶ نفر

دهستان شوئیل نام دهستانی در بخش رحیم‌آباد شهرستان رودسر، استان گیلان در ایران است. براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۳۱۴۶ نفر (۹۳۸ خانوار) بوده‌است.http://upcity.ir/images2/15185650530085379862.jpg

[ جمعه 9 اسفند1392 ] [ 12:2 ] [ مجیدکیا ]
اشکور 2 620x465 اشکور رودسر اشکور 7 620x465 اشکور رودسر اشکور 6 620x465 اشکور رودسر اشکور 8 620x465 اشکور رودسر اشکور 620x465 اشکور رودسر
[ سه شنبه 6 اسفند1392 ] [ 6:23 ] [ مجیدکیا ]
فوتبال مثل فندق اشکور

فوتبال مثل فندق اشکور به روستایی کهنسالی قول دادم که در اولین فرصت از مشکلاتی که برایم تعریف کرده است بنویسم. صد بار دعایم کرد که عاقبت به خیر شوم و من ایمان دارم که همین هم می شود. منطقه اشکور تشکیل شده است از اشکور سفلی و علیا که اشکور سفلی شامل ۳۰۰ قریه و علیای آن ۱۵۰ روستا که در مجموع ۴۵۰ آبادی را تشکیل می دهند. اشکور یکی از زیباترین مناطقی است که من در گذر از نیمی از دنیا دیده ام و بر این ادعا شاهدی دارم که یک چهارم دنیا بیشتر از من سفر کرده است.
اسم پیرمرد را نمی دانم چون او را پدرجان صدا می کردم. در این درددل که از سینه بیرون می آمد آقای رمضانی و عمومنصور و سید هم بودند که با سر تکان دادن هایشان حرف های پدرجان را تصدیق می کردند. دخترهای پدرجان که برای تعطیلات عید به دیدن او آمده بودند گالش هایشان را پوشیدند و به دنبال او راه افتادند.
چند سالی است که اشکور دچار خشکسالی شده است و آب را سهمیه بندی کرده اند. پدر دیگر به پای دخترهایش نمی رسید. دخترها نیمی از دامنه کوه را جلوتر از پدر سیاهی می زدند. حالا نوبت درددل مادر بود. از وقتی که کمرش درد گرفته است دیگر نمی تواند به کوه بزند و به درخت های فندق برسد و به همین دلیل دیگر گل گاوزبان هم نمی کارد چون با این درد کمر، دیگر کار دولا دولا نمی تواند انجام دهد. پدر زودتر از دخترها برگشت. چهارزانو نشست و به پشتی تکیه داد. قند درشتی در دهانش گذاشت و چای خوش رنگی را هورت کشید تا شهد شیرینی را با تمام وجودش حس کند.
آقای فروتن خسته شدم، خیلی خسته شدم، می دانم و حاضرم قسم بخورم که پیرمرد، بعد از ۶۰ سال کار متوالی و بدون وقفه برای اولین بار بود که شکایت می کرد و شکایتش را بر زبان می آورد چون می دانست که من غریبه ام و فردا آبادی را ترک می کنم و به این ترتیب هیچ کس خبردار نخواهد شد که او ضعف نشان داده و گفته خسته است. راستی فکر می کنید او چقدر خسته باشد؟ دخترها هم برگشتند. آن که در بیمارستان کار می کند کمی نک و نال کرد؛ وقتی در شهر مشغولی، دیگر نمی توانی مثل آن وقت ها کار کنی، کار شهر و ده خیلی با هم تفاوت دارند. پدر شاکی بود، اگر در روستا به خانه شوهر می رفتند هم دختر و هم داماد زیر بال او را می گرفتند ولی دیگر پسری در ده باقی نمانده که بخواهد زن ببرد.
تازه درست است که فندق شده کیلویی ۴ هزار تومان ولی آخر شهریور وقتی آنها را جمع می کنی، می بینی که چه خوب که دخترها در شهر به خانه شوهر رفته اند. آقای فروتن در این روستاها فقط پدرهای پیر و مادرهای پیر مانده اند. مادر گفت چایت را بخور، این بار او قند را پیش پیش جوید و دوتا هورت گنده هم از استکان کشید؛ خدا می داند که این شیرینی چقدر لذت بخش است. پسرها و دخترها همه رفته اند.
من دست تنها مانده ام. پدر ناامید بود چون می دانست که با این روال به زودی زود فندقی در کار نخواهد بود. البته در دنیای پسامدرن اگر آجیل فندق نداشته باشد عیبی ندارد. رسم و رسوم دست و پاگیر را بهتر است قیچی کنیم، جای خوشبختی است که «فست فود» درخت ندارد. پسرعمو منصور رفته ونک و در «فست فود» کار می کند و شب ها هم در «فست فود» می خوابد.
به نظر من «فست فود» یک نوع عقب افتادگی غربی است مثل آجیل ما با این تفاوت که آجیل ما از بین می رود چون درخت دارد. مادر آلبومی را جلوی من گذاشت و انگشت سبابه اش را روی عکس کشید؛ آقای هاشمی رفسنجانی در میان اهالی یکی از روستاهای اشکور. هر دو دامادهای رفسنجانی اشکوری هستند.
ایشان بعضی از تابستان ها سری به اشکور می زنند. پیش خودم فکر کردم کاشکی آقای هاشمی راه حلی برای این روستاییان کهنسال و درخت های فندق و گل گاوزبان شان پیدا می کرد چون واقعاً حیف است که اشکور از بین برود. یاد قدیم ها می افتم و امتحان های انشا. آنهایی که انشایشان خوب نبود همیشه سه چهار متن انشا از قبل جمع آوری می کردند و همراهشان سر جلسه امتحان می بردند مثلاً نوشته هایی راجع به پدر، مادر، علم، ثروت و...
آنها این نوشته ها را بنابر تیتر انشایی که می آمد انتخاب می کردند و در آخر آن با یک خط گریزی می زدند و سر و ته امتحان را هم می آوردند.
یک بار دبیر ادبیات یکی از این انواع دیدنی اش را نشانم داد؛ تیتر انشا بود «بهار را توصیف کنید» و دانش آموزی نوشته یی راجع به «پدر» را با این جمله تمام کرده بود؛ «پدر بهار را خیلی دوست دارد.» ساعت ۲ صبح روز شنبه ۳۰ فروردین ۱۳۸۷ است. برای ستون «محوطه جریمه» صفحه ۱۶ روزنامه اعتماد باید یک مطلب ورزشی بنویسم.
هفته قبل در نسخه یکشنبه «روزهای سگی فوتبال» را در پی لیز خوردن پرسپولیس و استقلال نوشتم و حال این وقت شب که چشمانم از خواب به هم چسبیده است و صبح زود هم باید برای تمرین بچه های شموشک از خواب بیدار شوم مانند دانش آموزانی که انشایشان خوب نیست برای تیتر امتحانی «بهار را توصیف کنید» فقط می توانم بنویسم که امیدوارم فوتبال مان مانند فندق اشکور نشود. بهمن فروتن منبع : روزنامه اعتماد   
[ یکشنبه 4 اسفند1392 ] [ 7:12 ] [ مجیدکیا ]
[ جمعه 2 اسفند1392 ] [ 18:32 ] [ مجیدکیا ]
[ جمعه 2 اسفند1392 ] [ 12:18 ] [ مجیدکیا ]

[ سه شنبه 29 بهمن1392 ] [ 21:6 ] [ مجیدکیا ]
[ جمعه 25 بهمن1392 ] [ 13:8 ] [ مجیدکیا ]

دهستان اشکور

 
دهستان اشکور
اطلاعات کلی
استانمازندران
شهرستانرامسر
بخشبخش مرکزی شهرستان رامسر
مرکز دهستان-تمل
جمعیت۱۶۰۰نفر
تعداد روستا-11
شغل اصلیدامداری و کشاورزی
مذهب-شیعه


دهستان اشکور، دهستانی است از توابع بخش مرکزی شهرستان رامسر در استان مازندران.

جمعیت این دهستان بر اساس سرشماری سال ۱۳۸۵ در حدود (۴۲۸ خانوار) ۱۶۰۰ نفر است.

[ جمعه 25 بهمن1392 ] [ 12:45 ] [ مجیدکیا ]

گیلان ،اشکور،درتقسیمات کشوری به سه دهستان تقسیم گردیده که به شرح زیر است.

1- دهستان اشکور علیا و سیارستاق ییلاقی‌به مرکزیت روستای سارم مشتمل بر 53 روستا، مزرعه و مکان به شرح زیر:
1 - گوگاه، 2 - لشگان، 3 - گیری، 4 - محمودلات، 5 - دره چاک، 6 - کشایه، 7 - دو گل، 8 - پرندان، 9 - سنگ‌سیرود، 10 - پرویزخانی، 11 - کیاش‌کول،12 - میان‌رود، 13 - زیدی، 14 - درگاه، 15 - چاکانک، 16 - کلایه، 17 - درسن، 18 - چاکل، 19 - توکام چان، 20 - چورده، 21 - جبرده، 22 - لیاسی، 23- بلترک، 24 - لونی، 25 - پلنگ‌رم، 26 - لات محله، 27 - سرزود، 28 - خمیر محله، 29 - چکرود، 30 - کلرود، 31 - نی‌دشت، 32 - رزن، 33 - ویشکی،34 - چاکان، 35 - گرچانسو، 36 - شارج علیا) شاه‌راج علیا(، 37 - شاراج سفلی) شاه راج سفلی(، 38 - عروس محله، 39 - قاضی چاک، 40 - سیاوش کوه، 41 - ارکم، 42 - یاسور، 43 -‌دلیجان، 44 - ماسیان بالا، 45 - ماسیان پایین، 46 - پوده، 47 - طلابن، 48 - بازارمحله، 49 - سیارستاق، 50 - سارم، 51 - نیاسن، 52 - دارچه، 53 - پتنگ.


۲- دهستان اشکورسفلی‌به مرکزیت روستای زیار مشتمل بر 47 روستا، مزرعه و مکان به شرح زیر:
1 - نسام کوه، 2 - ریاب، 3 - چمتوکش، 4 - طولای بزرگ، 5 - طولای کوچک، 6 - ارزه‌گردن، 7 - پرام‌کوه، 8 - آغوزبن‌کند سر، 9 - کره‌گوابر، 10 -‌میان‌لنگه، 11 - خراسان پشته، 12 - شرم دشت، 13 - عزت‌آباد، 14 - مازوبن، 15 - بالالام بشکت، 16 - لام بشکست پایین، 17 - سلچه، 18 - میلاش، 19- دیودره، 20 - زیاز، 21 - گرم آبدشت، 22 - سجیران، 23 - جیرکل، 24 - زوزمه، 25 - نیلو، 26 - نیارپرده‌سر، 27 - چلمرود، 28 - سیاه‌کشان، 29 - لیما،30 - لیماگوابر، 31 - لیماچال، 32 - تر‌پو، 33 - سنگ‌بنگ، 34 - آسیاب دره، 35 - رودبارک، 36 - نره‌کی، 37 - آب دوچال، 38 - کیارمش، 39 - فکش،40 - پرچ کوه، 41 - سرخانی، 42 - تواسانکش، 43 - کاکرود، 44 - چشان، 45 - سلیمان چیر، 46 - کلای پهلو، 47 - توسه چال.


3 - دهستان شوئیل‌به مرکزیت روستای شوئیل مشتمل بر 53 روستا، مزرعه و مکان به شرح زیر:
1 - عینی، 2 - توسه چالک، 3 - وربن، 4 - سرتله، 5 - لات محله، 6 - بنان، 7 - مازوکه، 8 - امیرمحله، 9 - کیاسه، 10 - ایزون، 11 - گواچی، 12 - دوآب،13 - ریسن، 14 - هسی‌کوه، 15 - بلوکت، 16 - کلایه، 17 - چمتوکش، 18 - سوخته‌کش، 19 - خانه‌سرک، 20 - تلین، 21 - طلابنک، 22 - برم‌کوه، 23 -‌اکبرآباد، 24 - صمدآباد، 25 - وکل خانی، 26 - زارکی، 27 - دشتک، 28 - شوئیل، 29 - تازه‌آباد، 30 - دتورسرا، 31 - تنیکان، 32 - گل کاموس، 33 - لرده،34 - سلوکین سفلی، 35 - سلوکین علیا، 36 - سلوکین وسطی، 37 - سراورسو، 38 - خرسند کلایه، 39 - مازودره، 40 - روم‌دشت، 41 - لته‌سر، 42 -‌گورخانی، 43 - لسه‌بو، 44 - شیرکوه، 45 - پی‌آغوزبن، 46 - شرم‌دشت، 47 - شفیع‌آباد، 48 - خراسان‌سر، 49 - مومن‌زمین، 50 - توسکاس، 51 - لته‌رود،52 - برکام، 53 - لیلکی.

[ پنجشنبه 24 بهمن1392 ] [ 20:13 ] [ مجیدکیا ]
‌چهار: دهستان اشکور به مرکزیت روستای تمل در تابعیت بخش مرکزی شهرستان رامسر
مشتمل بر روستاها، مزارع و مکانهای زیر:
1 - افی 2 - آکنه 3 - تمل 4 - زارولات 5 - سپارده 6 - سیاه گل‌سرا 7 - شبحی 8 -
کلایه 9 - کیت 10 - لج 11 - میج 12 - نارنه 13 - نداک 14 - یازن
دهستان اشکور :
دهستان اشکور(یا منطقه اشکور بالا)، از لحاظ تقسیمات کشوری جزء شهرستان رامسر می باشد و دارای 11 روستا (آبادی) در خود می باشد ؛ کیت ، سپارده ، تمل، یازن ، نارنه ، افی، نداک، کلایه ، آکنه، لج و میج . با توجه به سرشماری مرکز آمار در سال 1385 ، 1600 نفر جمعیت دارد که بیشترین جمعیت را روستا سپارده با 381 جمعیت و کمترین جهت را روستاهای آکنه و کلایه با 63 نفر جمعیت می باشند.گه جمعیت با سوادان 835 نفر و جمعیت بی سوادان 613 می باشد.
[ پنجشنبه 24 بهمن1392 ] [ 19:49 ] [ مجیدکیا ]
[ سه شنبه 22 بهمن1392 ] [ 17:8 ] [ مجیدکیا ]
[ سه شنبه 22 بهمن1392 ] [ 17:1 ] [ مجیدکیا ]
[ سه شنبه 22 بهمن1392 ] [ 16:58 ] [ مجیدکیا ]
[ سه شنبه 22 بهمن1392 ] [ 16:49 ] [ مجیدکیا ]
[ سه شنبه 22 بهمن1392 ] [ 16:40 ] [ مجیدکیا ]
http://s5.picofile.com/file/8112949142/Ebrahim0205.jpg جاده قزوین به سپارده،کوه زیبا از یخ و برف،اشکور 1392
[ سه شنبه 22 بهمن1392 ] [ 16:28 ] [ مجیدکیا ]
 عکس های زیبا از روستای ورین
[ دوشنبه 21 بهمن1392 ] [ 16:36 ] [ مجیدکیا ]
لیست  چند تا از روستا های اشکور رحیم اباد،،،،،وربن- سورتله- اینی-توسه چالک- ریاب -پینوند-ایراکی- دوآب- کیاسه-زنش----برمکوه قدیم-برمکوه جدید- ایرمحله-ریسن- ایزین- باغ سر-اکبرآباد- صمدآباد- بنان-نسامکوه- پرمکوه- طولابالا-مازوگا-طولاپائین- گورج-کلامرود- نیلو- سجیران-کجید- زیاز- گرمابدشت-متلاکو- لسبو- راسران-میلاش- شوئیل - دیورود-سیاخولک-دیورود-موسی کلایه ـ دشتک-زراکی
[ دوشنبه 21 بهمن1392 ] [ 16:14 ] [ مجیدکیا ]
روستای یاسور در منطقه اشکورات رودسر واقع شده است. این روستا در سالهای گذشته مورد بی مهری مسئولان و برنامه ریزان استانی قرار گرفته است. روستای یاسور دارای قابلیتهای اکوتوریستی فراوان است. مناطق سرسبز - چشمه های آب معدنی - کوههای سر به فلک کشیده سمام - حیات وحش جذاب -و ... بخشی از قابلتهای منطقه است . در آینده منتظر معرفی بیشتر این جاذبه ها باشید .

آدرس : گیلان -رودسر - کلاچای - رحیم آباد -جاده اشکورات - بعد از بارگه دشت - جاده یاسور - روستای یاسور[تصویر: 040725-corylus-avellana.jpg]
[ دوشنبه 21 بهمن1392 ] [ 15:28 ] [ مجیدکیا ]
اعجایب هفت گانه اشکورات، اشکور سرزمینی ناشناخته: 1-«مسجد ناصرالحق یا ناصرالکبیر(ع)روستای رودبارک»معروف به آستانه هفت امام روستای رودبارک از دهستان اشکور سفلی تصویر بالا مربوط به آستانه هفت امام رودبارک است که در قرن سوم هجری قمری ساخته شده است . 2-« کوه عروس و داماد روستای زیاز »واقع در قسمت شمالی سی پل از دهستان اشکور سفلی 3-« دریاچه روستای صمد آباد» از دهستان شوئیل 4-« غار واردار روستای دلیجان » از دهستان اشکور علیا و سیارستاق ییلاقی 5-« سرچشمه رودخانه آسما نرود» واقع در روستای دلیجان از دهستان اشکور علیا و سیارستاق ییلاقی 6-« دارکردان رجه روستای گیری» از دهستان اشکور علیا و سیارستاق ییلاقی 7-« تونل روستای یازن» واقع در انبار کاه آقای صدرا یازنی از دهستان اشکور شهرستان رامسر ضمنا ،مشخصات هریک از عجایب هفتگانه فوق به شرح ذیل ارایه می گردد . 1- تاریخچه مسجد روستای رودبارک معروف به آستانه هفت امام روستای رودبارک روستای رودبارک با روستاهای نرکی و توسه­چال همسایه بوده ودر35 کیلومتری بخش رحیم­آباد و 50 کیلومتری جنوب شرقی شهرستان رودسر واقع شده است. در قرن سوم هجری قمری به دستور ناصرالحق ( ناصر الکبیر علیه السلام ) ابومحمد حسن معروف به حسن اطروش ( از القاب امام زین العابدین ) نوه حسن بن زید در روستای رودبارک مسجدی ساخته شد که بعدها این مسجد بنام آستانه هفت امام معروف گشته است. با اینکه هفت امام در این بقعه به خاک سپرده شده­اند، لیکن هیچکس نبود که در ان زمان نام یکی از آنها را به خاطر داشته باشد. در داخل آستانه یک میله آهنی قراردارد که مزار هفت امامزاده را از قسمت دیگر آستانه جدا می­کند. چشمه­ای نیز در پایین آستانه قراردارد که آب آن شور و برای دفع امراض از آن استفاده می­شود. خصوصیات ظاهری آستانه هفت امام به شرح زیر است : فاقد صندوقچه، سه در چوبی دو لنگه در سه جهت غرب و شرق و شمال، چهار طرف ایوان، تعداد 22 ستون که با آجر البرز ساخته شده است و دردورادور آستانه، یک در دولنگه فلزی در ورودی ایوان، یک ستون چوبی در وسط آستانه و سراسر بام پوشیده از سفال است. تخته چوبهایی نیز در آستانه قراردارد که برروی آنها عبارات زیر حک شده است : ابر آمد و زار زار بر سبزه گریست بی باده گلرنگ نمی­باید زیست این سبزه که امروز تماشاگه ماست تا سبزه خاک ما تماشاگه کیست فی سنه 1223 له ملک نیادی کل یوم لدوللموت و انبوللخراب فی سنه 1223 آیه ان یکاد نیز به شکل کامل به روی تخته چوب دیگری حک شده است . درب چوبی بی بی هیبت درب چوبی که به بی بی هیبت معروف می­باشد، در قسمت غربی دیوار آستانه نصب گردیده و اعتبار زیادی به آستانه هفت امام بخشیده است. تا کنون این درب دوبار توسط کسانی به سرقت رفته، ولی به لطف خدا دوباره به جای خودش برگشته است. ضمنا اهالی روستای رودبارک می­گویند: در پایین روستا سوراخی وجود دارد که اگر موجود زنده­ای درنزدیکی آن قرار گیرد، در اثر گاز فراوان از بین می­رود. 2- کوه عروس و داماد روستای زیاز : روستای زیاز با روستاهای آغر بن کندسر، گرمابدشت،دیورود و سجیران همسایه بوده و در 26 کیلومتری بخش رحیم­آباد و 41 کیلومتری جنوب غربی شهرستان رودسر واقع شده است. همچنین روستای زیاز، مرکز دهستان اشکور سفلی نیز می­باشد. در شمال منطقه سی پل، کوه سنگی با شیب بسیار تند واقع گردیده است که در بالاترین نقطه آن دو مجسمه سنگی بشکل عروس و داماد قرار دارد. نقل است که در گذشته­های دور پسر و دختری بدون اذن والدین خویش زندگی زناشویی خود را آغاز می­کنند تا اینکه در اثر این بی حرمتی مورد عاق والدین واقع شده و در نقطه­ای که در حال حاضر به " عروس و داماد " معروف است، به شکل دو انسان تبدیل به سنگ می­شوند. کوه عروس و داماد بواسطه اینکه در بین کوههای دیگر اشکور از زیبایی و شکوه خاصی برخوردار بوده و نظر هر بیننده­ای را در حال گذر از این منطقه به خود جلب نموده و ناخودآگاه متوجه عظمت خالق هستی که باعث این همه زیبایی است، می نماید. 3- دریاچه روستای صمد آباد : روستا ی صمدآباد با روستاهای اکبرآباد، برمکوه، تلابنک، وگلخانی، دشتک و زراکی همسایه بوده و در 54 کیلومتری بخش رحیم­آباد و 69 کیلومتری شهرستان رودسر واقع شده است. ساکنان این روستا معتقدند که نام اصلی این روستا در گذشته چیز دیگری بوده است. نقل است که در گذشته دو سید در تاریکی شب وارد این روستا شده، اما کسی حاضر نشد که آنان را در منزل خود پناه دهد تا اینکه سرانجام در منزل پیرزنی که تنها زندگی می­کرد وارد می­شوند در این هنگام آن دو به پیر زن از آب گرفتن تمام روستا خبر می­دهند. سپس وقت موعود فرارسید و تمام روستا را آب فرا می­گیرد. بعدها فردی به نام صمد تصمیم به آبادانی این روستا می­گیرد. از آن زمان تاکنون این روستا به صمدآباد معروف گشته است. دریاچه­ای نیز در اثر آب­گرفتگی از آن زمان تا کنون برجاست که یکی از بزرگترین دریاچه­ها و از جمله عجایب هفتگانه اشکور به شمار می­آید. 4- غار وادار روستای دلیجان : روستا ی دلیجان با روستاهای تواسانکش و یاسور همسایه بوده و در 47 کیلومتری بخش رحیم­آباد و 62 کیلومتری شهرستان رود سر واقع شده است. غار وادار، آثار آبادی و آجرهای قدیمی در کجیل سرا ((kojil sara ))، آسیاب قدیمی بومی­تله ((bomeytale )) از نقاط معروف و قدیمی این روستا به شمار می­رود. غار وادار که در مشرق روستا واقع شده از منطقه ونکش ((h venekas )) شروع و تا غار وادار امتداد دارد. در فاصله این دو نقطه که بصورت تونلی زیرزمینی است دهانه آن در منطقه وادار گشاد و پهن می­گردد و در حال حاضر در این نقطه بصورت یک غار آشکار است. این غار در امتداد سرچشمه رودخانه آسمانرود واقع شده و از حیث قدمت دارای تاریخ بسیار دور ودرازی است و یکی از عجایب هفتگانه اشکور به حساب می­آید. 5- " دارگردان رجه " روستای گیری : روستا ی گیری با روستاهای کیاشکول، میانرود و محمودلات همسایه بوده و در 68 کیلومتری بخش رحیم­آباد و 83 کیلومتری جنوب شرقی شهرستان رودسر واقع شده است. این روستا در منتهی الیه اشکور بالا و در پای قله معروف بزاکو قرار گرفته است در میان منطقه زورو و قله بزاکو، دارگردان رجه واقع شده است که استان گیلان و استان مازندران را از همدیگر جدا می­کند. در این نقطه تصویر چند انسان که در حال حمل درخت بوده بصورت سنگ سیاه درآمده و چشمان تمامی آنها به طرف کوه بلور یا شاه سفیدکوه می­باشد. نظیر این مکان (( کوه عروس و داماد )) در نزدیکی روستای زیاز بوده که این نقطه نیز یکی دیگر از عجایب هفتگانه اشکور به شمار می­آید. 6- سرچشمه رودخانه آسمانرود واقع در روستای گیری : آسیاب قدیمی که در جنوب روستای مذکور واقع شده است ، در حال حاضر متعلق به آقای کشتگر می­باشد. این آسیاب شاید یکی از معدود آسیابهای اشکور است که هنوز هم از مناطق دور و نزدیک برای آسیاب کردن گندم مورد استفاده قرار می­گیرد.علت اصلی برقراری این آسیاب آب فراوانی است که از دهانه یک سنگ بزرگ بیرون می­آید که این محل سرچشمه رودخانه آسمانرود می­باشد. این چشمه که معروف به آسمانرود بوده به علت صافی و زلالی آب به این نام معروف گشته است. و بعنوان یکی دیگر از عجایب هفتگانه اشکور معرفی گردیده است. 7- تونل طولانی روستای یازن : روستا ی یازن با روستاهای تمل، نارنه و سپارده همسایه بوده و در 118 کیلومتری جنوب شرقی شهرستان رامسر واقع شده است. دراین روستا در انبار کاه شخصی به نام صدرا... یازنی یک تونل بسیار طولانی وجود دارد که به عقیده اهالی راه به جایی دارد. صاحب کتاب از آستارا تا آستارباد نیز از وجود این تو نل بسیار طولانی در روستای یازن یاد می­کند. این تونل یکی دیگر از عجایب هفتگانه اشکور به حساب می­آید. از کلیه هموطنان عزیز و علاقه­مند به زیارت و سیاحت دعوت می­گردد، بویژه درماههای اردیبهشت الی مهر ماه ( ایام خوش آب و هوا ) از عجایب هفتگانه اشکور و سایر نقاط دیدنی و جذاب مناطق اشکورات که دارای قدمت دیرینه پس از اسلام دارد
[ دوشنبه 21 بهمن1392 ] [ 15:19 ] [ مجیدکیا ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

ای انسان جهان را برای تو آفریدم و تو را برای خودم...ممنونم که به من سر زدید....نظر فراموش نشه...majidkia17@yahoo.com